فرمول مقابله با همه‌گیری‌های جهانی بعدی

برای شکست دادن همه‌گیری‌های جهانی بعدی، جهان به تاسیساتی برای تولید واکسن نیاز دارد که در تمام سال برای تهدیدات جدید و قدیمی واکسن تولید کند و به طور عادلانه در دسترس همه قرار دهد

علی رنجبران: همه‌گیری جهانی کووید-19 هنوز یک تهدید سلامتی در جهان است. هرچند واکسیناسیون گسترده در بسیاری از کشورها نرخ مرگ و میر را تا حد مناسبی پایین آورده است، اما جهش‌های جدید ویروسی برای فرار از ایمنی ناشی از واکسن و پوشش پایین واکسیناسیون در بسیاری از کشورها باعث بالا رفتن نرخ بیماری می‌شود. حتی اگر کسر بسیار کوچکی از افراد بیمار بر اثر وریانت‌های جدید ویروس نیاز به مراقبت‌های خاص بهداشتی داشته باشند، به دلیل تعداد بالای مبتلایان هنوز تعداد مرگ و میر و فشار بیماری بر سیستم بهداشتی بسیار بالا خواهد رفت. مثلا مقایسه تعداد اوج مبتلایان روزانه در جهان در پیک نخست  همه‌گیری کووید-19 با پیک آخر به خوبی این مسئله را نشان می‌دهد. در پیک نخست بیشترین تعداد مبتلایان ثبت شده در یک روز به کمی بیشتر از 850 هزار نفر رسید. اما در پیک آخر ناشی از وریانت اومیکرون و زیرشاخه‌هایش این تعداد به بیشتر از 1میلیون و200 هزار نفر رسید. هرچند رها شدن تمهیدات بهداشتی در این افزایش نقش داشته است، اما این خود گویای واقعیتی است که نمی‌توان بر اجرای بی کم و کاست این تهمیدات برای بیشتر از 2 سال در مقیاس بین‌المللی امید بست. بنابراین هم برای مقابله با وضعیت فعلی و هم همه‌گیری‌هایی که بی تردید در آینده رخ خواهند داد ما به تهمیداتی فراتر و گسترده‌تر از آنچه در مقابل کووید-19 به کار گرفتیم نیاز خواهیم داشت.

 

در حال حاضر یکی از موثرترین راه‌های چاره برای چنین وضعیتی تولید و به روزرسانی واکسن‌ها در مقیاس جهانی است. اجرا شدن چنین ایده‌ای نیاز به تاسیسات بزرگ و مجهزی در بسیاری از کشورهای جهان دارد و این تاسیسات می‌توانند به موقع و در زمان مناسب پاسخگوی نیاز در مقابل تهدیدات قدیمی و جدید باشند. از آن گذشته کشورها هم باید به وقوع همه‌گیری‌های بعدی در مقیاس جهانی به شکل یک تهدید امنیتی نگاه کرده و از همین حالا تهمیدات لازم برای پاسخگویی به این تهدیدات را بی‌اندیشند، چه کووید-19 آخرین از نوع خودش نبوده و در جهانی با با ارتباطات گسترده و تحت تاثیر برهمکنش بیشتر و بیشتر با مخازن عوامل بیماری‌زای جدید، همه‌گیری جهانی بعدی چندان از ما دور نخواهد بود.

تجربه‌ای به قیمت گزاف

تجربه ویرانگر کووید-19 اما سراسر تلخ و گزنده نبوده است. موفقیتی عظیم در تولید واکسن به دست آمده است که قابل مقایسه با هیچ یک از موفقیت‌های پیشین نیست. سرعت عمل و دقت در تولید واکسن که توسط شرکت‌هایی همچون «مدرنا» و «بیو‌ ان تک» و دیگر شرکت‌ها به دست آمد حاصل نوآوری‌هایی است که در صنعت تولید واکسن حاصل شده است. دو دهه قبل حتمالا فرآیندی که منجر به تولید واکسن در یک سال شد حداقل 5 تا 10 برابر این عدد به زمان نیاز داشت. بسترهای جدید تولید واکسن مثل استفاده از mRNA یا آران‌ای پیام رسان و یا حامل‌های ویروسی که در واکسن‌هایی مثل آسترازنکا و جانسون و جانسون استفاده شد، راه را برای تولید سریع و دقیق واکسن برای هر بیماری‌ای باز کرده است. با تکیه بر این فن‌آوری‌ها کارهایی که قبلا ماه‌ها و سال‌ها به زمان نیاز داشت، حالا در چند هفته قابل انجام است. حتی در مورد واکسن مدرنا، دستور ساخت آن به تدریج از سال 2012 که شیوع بیماری مرس (سندرم تنفسی حاد خاورمیانه) آغاز شده و پیش از شعله کشیدن ویروس جدید در سال 2020 کامل شده بود. همین‌ حالا هم بسیاری از موسسات پژوهشی و شرکت‌ها در حال تلاش برای ساخت واکسن‌های طیف گسترده علیه ویروس‌های کرونا هستند که پن کرونا واکسن‌ نامیده می‌شوند.

نه کرونا ویروس‌ها تنها ویروس‌هایی هستند که پتانسیل ایجاد همه‌گیری در مقیاس بین‌المللی را دارند و نه طراحی دقیق یک واکسن به معنای توانایی تولید انبوه آن است.

هدف از طراحی این واکسن‌ها این است که بتوان از آن‌ها علیه طیف وسیعی از ویروس‌های خانواده کروناویروس‌ها استفاده کرد. آن‌ها طوری طراحی شده‌اند که بخشی تقریبا کم تغییر از پروتئین شاخک ویروس (Spike protein) را هدف می‌گیرند که بین بسیاری از ویروس‌های خانواده کرونا مشترک است. اما در نهایت دو موضوع اساسی وجود دارد؛ نه کرونا ویروس‌ها تنها ویروس‌هایی هستند که پتانسیل ایجاد همه‌گیری در مقیاس بین‌المللی را دارند و نه طراحی دقیق یک واکسن به معنای توانایی تولید انبوه آن است. برای مثال در ایران دربازه زمانی کوتاهی تعداد زیادی واکسن در پلتفرم‌های مختلف طراحی شدند؛ از روش قدیمی ویروس غیر فعال رفته تا حتی واکسن mRNA. هر چند تقریبا از هیچ یک از این واکسن‌ها اطلاعات فاز سوم کارآزمایی بالینی در دست نیست، حتی آن‌ها که مجوز مصرف گرفته‌اند، اما با صرف نظر کردن از این قضیه پای مسئله تولید انبوه واکسن به میان می‌آید که در آن هم مشکلات بسیاری وجود داشته و دارد.

مقیاس کوچک در مقابل مسئله‌ای بزرگ

مسئله مقیاس درتولید البته فقط مختص به ایران نبود و در سطح بین‌المللی هم مشکلاتی از این دست وجود داشت. هرچند در زمان کوتاهی 100 ها میلیون دوز واکسن در جهان تولید شد، اما این میزان به قدری نبود که پوششی سراسری و یک ‌دست در همه جهان ایجاد کند و در نتیجه نابرابری در دسترسی به واکسن کوشش‌ها برای غلبه بر بیماری را به بیراهه برد. صرف نظر از مسئله تکنولوژی مسئله مهم درباره تولید واکسن مقیاس تولید آن و دسترسی عمومی در سطح بین‌المللی به واکسن است. این مسئله حتی وقتی مهم‌تر می‌شود که بدانیم که الویت‌ها برای واکسیناسیون در چنین مواردی ممکن است کامل برعکس تصورات ما باشند. چنانکه در ابتدای این پرونده و در مطلب «تکامل ویروس، آینده شیوع جهانی کووید-19 را شکل می‌دهد» گفته شد، عفونت مزمن کووید-19 در افراد دارای نقص ایمنی به احتمال فراوان مهمترین منبع پیدایش وریانت‌های نگران کننده ویروس هستند. از سوی دیگر شیوع نقص ایمنی به دلیل بیماری‌های نقص ایمنی همچون ایدز در بسیاری از کشورهای با سطح درآمد پایین و توسعه نیافته بسیار بیشتر است. حالا اجازه بدهید که آمار پوشش واکسیناسیون بین‌المللی را با هم مرور کنیم؛ تا لحظه نوشتن این مطلب حدود 68 درصد مردم جهان حداقل یک دوز واکسن دریافت کرده‌اند. اما در کشورهای با میزان درآمد پایین و توسعه نیافته تنها حدود 21.5 درصد مردم حداقل یک دوز واکسن دریافت کرده‌اند. این واکسیناسیون بسیار ناکافی در کشورهایی که شیوع نقص ایمنی در آن‌ها بسیار بالا است یکی از عوامل پیدایش واریانت‌های مایه نگرانی است. بنابراین به نظر می‌رسد استراتژی‌های فعلی و حتی زیرساخت‌های فعلی برای تولید و توزیع واکسن برای مقابله با یک همه‌گیری جهانی ناکافی است.

به استناد یک گزارش مشترک که توسط سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی اوایل امسال منتشر شد، ایجاد یک ساختار برای آمادگی و مقابله با همه‌گیری‌های جهانی بعدی در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی به بودجه‌ای در اندازه 31.1 میلیارد دلار نیاز دارد

این ناکافی بودن در چند وجه وجود دارد؛ نخست نبود امکانات ناکافی پژوهشی با توزیع مناسب در سراسر جهان، تحقیق و توسعه روی بیماری‌هایی که در حال حاضر شیوع محلی دارند، اما به طور بالقوه می‌توانند به یک همه‌گیری جهان بدل شوند را در گستره جهانی با دشواری‌هایی روبرو می‌کند. به خاطر داشته باشیم واکسن مدرنا حاصل تحقیق روی ویروس هم خانواده SARS-CoV-2 یعنی مرس بود. نکته بعدی توزیع نامناسب و ناکافی تاسیسات تولید واکسن در مقیاس بین‌المللی است. برای مثال در ایران سرمایه‌گذاری روی پلت‌فرم‌های نامناسب واکسن، باعث شد تا علیرغم همه وعده‌ها، تولید انبوه واکسن داخلی با مشکل جدی مواجه شود و واکسن‌های داخلی تنها سهم 8 درصدی از واکسیناسیون کشور داشته‌اند. این در حالی است که کاندیدای مناسب واکسن mRNA در ایران وجود داشت و تولید این واکسن‌ها به زیرساخت سبک‌تری نیاز دارد و البته امروز مشخص شده که اثربخشی بیشتری هم دارند. اما مسئله بعدی زیرساخت لازم برای حمل نقل چنین واکسن‌هایی است که انتقال آن به بسیاری از مناطق توسعه نیافته جهان را نه غیر ممکن بلکه با دشواری روبرو می‌کند. در چنین وضعیتی یکی از نیازهای اساسی زیرساخت‌های گسترده با سرمایه‌گذاری دولتی و حتی بین دولتی برای مقابله با همه‌گیری‌های بعدی است، چون می‌دانیم که بروز چنین رخدادهایی در آینده اجتناب ناپذیر است. اما این سرمایه‌گذاری‌ها باید در چه بخشی متمرکز باشد؟

نابرابری در توزیع واکسن در وهله نخست یک مسئله اخلاقی است، اما بعد از آن تجربه کووید-19 نشان داد که این نابرابری می‌تواند تمام تلاش‌ها برای کنترل یک بیماری را هم بر باد دهد. بنابراین داشتن زیرساختی که بتواند در مقیاس جهانی واکسن و سایر خدمات بهداشتی را به مساوات در اختیار عمومی قرار دهد از پیش شرط‌های آمادگی برای شرایط بعدی نظیر همه‌گیری جهانی کووید-19 است.

چقدر پول لازم داریم؟

برای درک بهتر موضوع بیایید یک شیوه فرضی آنفولانزای پرندگان در سال 2025 را تصور کنیم. ما 3 سالی برای آماده شدن برای جلوگیری از بدل شدن این شیوع به یک همه‌گیری جهان فرصت داریم. با توجه به نتایج به دست آمده از کارایی واکسن‌های تولید شده در همه‌گیری جهانی کووید-19 می‌دانیم که بهترین واکسن‌ها از پلت‌فرم mRNA و یا حامل‌های ویروسی استفاده کرده‌اند .بنابراین به زیرساخت‌های گسترده در سطح بین‌المللی برای توسعه و تولید انبوه این واکسن‌ها نیاز داریم. اما این زیرساخت‌ها به چه میزان سرمایه در مقیاس بین‌المللی نیاز دارند؟  به استناد یک گزارش مشترک که توسط سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی اوایل امسال منتشر شد، ایجاد یک ساختار برای آمادگی و مقابله با همه‌گیری‌های جهانی بعدی در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی به بودجه‌ای در اندازه 31.1 میلیارد دلار نیاز دارد. این برنامه که «آمادگی و پاسخ همه‌گیری جهانی» و به اختصار PPR نامیده می‌شود، دارای 5 زیر ساختار است که به پایش و سامانه‌های هشدار زودهنگام، الویت بندی برنامه‌های پژوهشی و دسترسی عادلانه به تدارکات، اقدامات بهداشت عمومی و تاب‌اوری، مداخلات بهداشتی ایمن و مقیاس پذیر برای حفظ جان افراد و هماهنگی عملیات اضطراری می‌پردازد. شاید مبلغ ذکر شده برای ایجاد چنین ساختاری زیاد به نظر برسد، اما بگذارید این مبلغ را با چند عدد از ضرر و زیان اقتصادی ناشی از بیماری‌ها و خود همه‌گیری جهان کووید-19 مقایسه کنیم.  برای مثال ضرر و زیان اقتصادی ناشی از همه‌گیری جهانی آنفولانزای H1N1 در سال 2009 به اندازه 50 میلیارد دلار روی دست جهان خرج گذاشت. وقتی پای کووید-19 به میان می‌آید ابعاد این ضرر و زیان اقتصادی وحشتناک می‌شود. این همه‌گیری جهانی تا اینجای کار 8.5 هزار میلیارد دلار خروجی اقتصاد جهانی را کاهش داده است. این رقم چیزی حدد 3.5 درصد تولید ناخالص جهانی بین سال‌های 2019 تا 2020 است. همه این‌ها در حالی است که ما در مقابل همه‌گیری کووید-19 خوش‌ شانس بوده‌ایم و یک عامل بیماری‌زای خطرناک‌تر می‌تواند علاوه بر ضرر و زیان بسیار بیشتر جهان را به جایی آشوبناک تبدیل کند. بنابراین منطقی به نظر می‌رسد که برای پیشگیری از چنین سناریو‌های وحشتناکی یک سرمایه‌گذاری بین‌المللی 31.1 میلیارد دلاری را به جان بخریم. در غیر این صورت شاید در مقابل شیوع بعدی نیز همانند کووید-19 غافلگیر شویم و این غافلگیری پیامد‌های وحشتناک‌تری برای ما داشته باشد.