تاثیر یک انقلاب بر دولت،مردم و اقتصاد

مجله Foreign Affairs

کلاوس شواب

بنیانگذار و مدیراجرایی مجمع جهانی اقتصاد

ما در آستانه یک انقلاب فناوری هستیم که اساساً نحوه زندگی، کار و ارتباط ما با یکدیگر را تغییر خواهد داد. در مقیاس، گستره و پیچیدگی، این دگرگونی شبیه هیچ چیزی که بشر قبلاً تجربه کرده  نیست. ما هنوز نمی دانیم که چطور مسیرش را پیدا می‌کند و باعث چه تحولاتی می‌شود، اما یک چیز واضح است: پاسخ به آن باید یکپارچه و جامع باشد، که شامل همه ذینفعان جهانی، از بخش های دولتی و خصوصی گرفته تا دانشگاه ها و جامعه مدنی باشد. این انقلاب اما چه تاثیری بر حوزه‌های مختلف خواهد داشت؟

تاثیر بر تجارت و اقتصاد

یک موضوع اساسی در گفتگوهای من با مدیران عامل  شرکت‌های مهم بین‌الملللی و مدیران ارشد کسب و کار این است که درک یا پیش بینی شتاب نوآوری و سرعت  تحولات، سخت است و این محرک ها منبع شگفتی دائمی هستند و خواهند بود؛ حتی برای بهترین افراد مرتبط و آگاه.در تمام صنایع، شواهد روشنی وجود دارد که نشان می‌دهد فناوری‌هایی که انقلاب صنعتی چهارم را تشکیل می‌دهند، تأثیر عمده‌ای بر کسب‌وکارها دارند.

در سمت عرضه، بسیاری از صنایع شاهد معرفی فناوری‌های جدیدی هستند که راه‌های کاملاً جدیدی را برای تأمین نیازهای موجود ایجاد می‌کنند و زنجیره‌های ارزش صنعت موجود را به‌طور قابل‌توجهی  متحول می‌کنند.  تحولات و تغییرات همچنین از سوی رقبای چابک و نوآوری سرازیر می‌شود که به لطف دسترسی به پلتفرم‌های دیجیتال جهانی برای تحقیق، توسعه، بازاریابی، فروش و توزیع، می‌توانند با بهبود کیفیت، سرعت یا قیمت، سریع‌تر از همیشه شرکت‌های مسلط بازار را از گردونه رقابت خارج کنند.

تغییرات عمده در سمت تقاضا نیز در حال رخ دادن است، زیرا شفافیت فزاینده، مشارکت مصرف‌کننده و الگوهای جدید رفتار مصرف‌کننده (که به طور فزاینده بر اساس دسترسی به شبکه‌های تلفن همراه و داده‌ها ساخته می‌شوند) شرکت‌ها را مجبور می‌کند تا شیوه طراحی، بازاریابی و ارائه محصولات و خدمات خود را  تغییر دهند.

یک ترند و روند جهانی، توسعه پلتفرم‌های مبتنی بر فناوری است که تقاضا و عرضه را با هم ترکیب می‌کنند تا ساختارهای صنعتی موجود را  متحول کنند. مانند آن‌هایی که در «اقتصاد اشتراکی» یا «اقتصاد دسترسی یا اقتصاد بنا به تقاضا» می‌بینیم. این پلتفرم‌های فناوری، که استفاده از آن‌ها توسط گوشی‌های هوشمند آسان می‌شود، افراد، دارایی‌ها و داده‌ها را گرد هم می‌آورند. بنابراین راه‌های کاملاً جدیدی برای مصرف کالاها و خدمات در این فرآیند ایجاد  شده است. علاوه بر این، آنها موانع کسب و کارها و افراد برای ایجاد ثروت را کاهش می دهند و محیط شخصی و حرفه ای کارگران را تغییر می دهند. این کسب‌وکارهای  پلتفرمی جدید به سرعت در حال تبدیل شدن به بسیاری از خدمات جدید، از لباس‌شویی گرفته تا خرید، از کارهای روزمره تا پارکینگ، از ماساژ گرفته تا مسافرت هستند.

در کل، چهار اثر اصلی که انقلاب صنعتی چهارم بر کسب و کار دارد  را می‌توان این طور خلاصه کرد: بر انتظارات مشتری، در بهبود محصول، بر نوآوری مشارکتی، و بر  ساختارهای سازمانی. مشتریان به طور فزاینده ای در مرکز اقتصاد قرار دارند و  همه چیز در مورد بهبود نحوه ارائه خدمات به مشتریان است. علاوه بر این، محصولات و خدمات فیزیکی، اکنون می توانند با قابلیت های دیجیتالی که ارزش آنها را افزایش می دهد،  گسترش جدی پیدا کنند. فناوری‌های جدید دارایی‌ها را بادوام‌تر و انعطاف‌پذیرتر می‌کنند، در حالی که داده‌ها و تجزیه و تحلیل‌ها نحوه نگهداری آن‌ها را تغییر می‌دهند. در همین حال، دنیایی از تجربیات مشتری، خدمات مبتنی بر داده و عملکرد دارایی از طریق تجزیه و تحلیل، به اشکال جدیدی از همکاری نیاز دارد، به ویژه با توجه به سرعتی که نوآوری و  تحولات رخ می دهد. ظهور پلتفرم‌های جهانی و دیگر مدل‌های کسب‌وکار جدید، در نهایت به این معنی است که  نوآوری، فرهنگ و  ساختارها و فرم‌های سازمانی باید  همگی بازنگری شوند.

به طور کلی، تغییر اجتناب ناپذیر از دیجیتالی شدن ساده (انقلاب صنعتی سوم) به نوآوری مبتنی بر ترکیبی از فن آوری ها (انقلاب صنعتی چهارم) شرکت ها را مجبور می کند تا روش انجام تجارت خود را  بازنگری اساسی کنند. با این حال، نتیجه یکسان است: رهبران کسب و کار و مدیران ارشد باید محیط در حال تغییر خود را درک کنند، مفروضات تیم های عملیاتی خود را به چالش بکشند، و به طور مداوم و مداوم نوآوری کنند.

تاثیر بر دولت‌ها

همانطور که دنیای فیزیکی، دیجیتال و بیولوژیکی به همگرایی ادامه می‌دهند، فناوری‌ها و پلتفرم‌های جدید به طور فزاینده‌ای شهروندان را قادر می‌سازد تا با دولت‌ها  وارد تعامل شوند، نظرات خود را بیان کنند، تلاش‌هایشان را هماهنگ کنند و حتی نظارت مقامات دولتی را دور بزنند. به طور همزمان، دولت ها بر اساس سیستم های نظارتی فراگیر و توانایی کنترل زیرساخت های دیجیتال، قدرت های فناوری جدیدی را برای افزایش کنترل خود بر جمعیت ها به دست خواهند آورد. با این حال، در مجموع، دولت ها به طور فزاینده ای با فشار برای تغییر رویکرد فعلی خود در مشارکت عمومی و سیاست گذاری مواجه خواهند شد. زیرا نقش اصلی آنها در اجرای سیاست به دلیل منابع جدید رقابت و توزیع مجدد و تمرکززدایی قدرت که فناوری های جدید امکان‌پذیر می کند، کاهش می یابد.

در نهایت، توانایی سیستم های دولتی و مقامات دولتی برای انطباق، بقای آنها را تعیین می کند. اگر آنها ثابت کنند که می توانند دنیایی از تغییرات  سریع را در آغوش بگیرند و ساختارهای خود را در معرض شفافیت و کارایی قرار دهند آنها  احتمالا قادر به حفظ برتری رقابتی خود  خواهند بود و دوام خواهند آورد. اما اگر نتوانند تکامل یابند و خود را انطباق دهند با مشکلات فزاینده ای مواجه خواهند شد.

این امر به ویژه در حوزه مقررات صادق خواهد بود. سیستم‌های کنونی سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری عمومی در کنار انقلاب صنعتی دوم تکامل یافتند، زمانی که تصمیم‌گیرندگان فرصت داشتند یک موضوع خاص را مطالعه کنند و پاسخ لازم یا چارچوب قانونی مناسب را توسعه دهند. کل فرآیند به صورت خطی و مکانیکی طراحی شده است که از یک رویکرد سختگیرانه «بالا به پایین» پیروی می کند.

اما چنین رویکردی دیگر امکان‌پذیر نیست. با توجه به سرعت تغییرات سریع انقلاب صنعتی چهارم و تأثیرات گسترده، قانون‌گذاران به میزان بی‌سابقه‌ای با چالش مواجه شده‌اند و در بیشتر موارد ثابت  شده  که قادر به مقابله با آن نیستند.

پس چگونه می توانند منافع مصرف کنندگان و عموم مردم را حفظ کنند و در عین حال به حمایت از نوآوری و توسعه فناوری ادامه دهند؟ با پذیرش حکمرانی «چابک». درست همانطور که بخش خصوصی به طور فزاینده‌ای پاسخ‌های چابکی را به توسعه نرم‌افزار و عملیات تجاری اتخاذ کرده است. این بدان معناست که تنظیم‌کننده‌ها و رگولاتورها باید پیوسته خود را با یک محیط جدید و به سرعت در حال تغییر وفق دهند و خودشان را دوباره اختراع کنند تا بتوانند واقعاً بفهمند که چه چیزی را تنظیم می‌کنند. برای انجام این کار، دولت ها و سازمان های نظارتی باید با تجارت و جامعه مدنی همکاری نزدیک داشته باشند.

انقلاب صنعتی چهارم همچنین ماهیت امنیت ملی و بین المللی را عمیقاً تحت تأثیر قرار می دهد و بر احتمال و ماهیت درگیری تأثیر می گذارد. تاریخ جنگ و امنیت بین المللی تاریخ نوآوری های تکنولوژیک است و  قرن حاضر  هم از این قاعده مستثنی نیست. درگیری‌های مدرن شامل دولت‌ها به طور فزاینده‌ای ماهیت «ترکیبی» دارند و تکنیک‌های سنتی میدان نبرد را با عناصری که قبلاً با بازیگران غیردولتی مرتبط بودند ترکیب می‌کنند. تمایز بین جنگ و صلح، جنگجو و غیر جنگنده، و حتی خشونت (به جنگ سایبری فکر کنید) به طرز  چشمگیری مبهم می شود.

تاثیر بر مردم

انقلاب صنعتی چهارم، سرانجام، نه تنها آنچه را که انجام می دهیم، بلکه آنچه را که هستیم نیز تغییر خواهد داد. این بر هویت ما و همه مسائل مرتبط با آن تأثیر می گذارد: احساس حریم خصوصی ما، تصورات ما از مالکیت، الگوهای مصرف ما، زمانی که به کار و اوقات فراغت اختصاص می دهیم، و نحوه توسعه حرفه خود، پرورش مهارت هایمان، و روابط را  تغییر می‌دهد. این مسئله ممکن است زودتر از آنچه که فکر می کنیم منجر به  تقویت توانایی‌های انسان با فناوری شود. این لیست بی پایان است زیرا فقط به تخیل ما محدود می شود.

من یک مشتاق بزرگ و اولین پذیرنده فناوری هستم، اما گاهی اوقات به این فکر می کنم که آیا ادغام اجتناب ناپذیر فناوری در زندگی ما می تواند برخی از ظرفیت های اساسی انسانی ما، مانند شفقت و همکاری را کاهش دهد. رابطه ما با گوشی‌های هوشمندمان  یک نمومه است. ارتباط مداوم ممکن است ما را از یکی از مهمترین دارایی های زندگی محروم کند: زمان مکث، تأمل و شرکت در گفتگوی معنادار.

یکی از بزرگترین چالش های فردی که توسط فناوری های اطلاعاتی  به صورت جدیدی ایجاد می شود، حریم خصوصی است. ما به طور غریزی درک می کنیم که چرا آنقدر ضروری است، اما ردیابی و به اشتراک گذاری اطلاعات در مورد ما بخش مهمی از اتصال جدید است. بحث در مورد مسائل اساسی مانند تأثیر از دست دادن کنترل بر داده ها بر زندگی  شخصی ما تنها در سال های آینده  شدیدتر خواهد شد. به طور مشابه، انقلاب‌هایی که در بیوتکنولوژی و هوش مصنوعی رخ می‌دهند، که معنای انسان بودن را با عقب راندن آستانه‌های کنونی طول عمر، سلامت، شناخت و توانایی‌ها بازتعریف می‌کنند، ما را وادار می‌کنند تا مرزهای اخلاقی خود را دوباره تعریف کنیم.

شکل دادن آینده

نه فناوری و نه  تحولی که با آن به وجود می‌آید، نیرویی از خارج نیست که انسان کنترلی بر آن ندارد. همه ما در تصمیماتی که به عنوان شهروندان، مصرف کنندگان و سرمایه گذاران روزانه می گیریم،  مسئولیت داریم. بنابراین ما باید فرصت و قدرتی را که برای شکل دادن به انقلاب صنعتی چهارم داریم و می‌توانیم آن را به سوی آینده ای هدایت کنیم که اهداف و ارزش های مشترک ما را منعکس می کند، درک کنیم.

با این حال، برای انجام این کار، ما باید یک دیدگاه جامع و مشترک جهانی در مورد اینکه چگونه فناوری بر زندگی ما تأثیر می گذارد و محیط های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی ما را تغییر می دهد، ایجاد کنیم. هرگز زمانی  حساس‌تر از این مقطع وجود نداشته است. با این حال، تصمیم گیرندگان امروزی اغلب در تله تفکر خطی و سنتی گرفتار شده‌اند، یا بیش از حد درگیر بحران‌های متعددی هستند که توجه آنها را می‌طلبد و نمی‌توانند به طور استراتژیک در مورد نیروهای  تحول و  نوآوری که آینده ما را شکل می‌دهند فکر کنند.

در نهایت، همه چیز به افراد و ارزش ها برمی گردد. ما باید با اولویت دادن به مردم و توانمندسازی آنها، آینده ای را شکل دهیم که برای همه ما کارساز باشد. انقلاب صنعتی چهارم در بدبینانه‌ترین و غیرانسانی‌ترین شکل خود، ممکن است واقعاً این پتانسیل را داشته باشد که بشریت را «ربات‌سازی» کند و در نتیجه ما را از قلب و روحمان محروم کند. اما به‌عنوان مکمل بهترین بخش‌های طبیعت انسان  یعنی خلاقیت، همدلی و مسئولیت‌پذیریهمچنین می‌تواند بشریت را به آگاهی جمعی و اخلاقی جدیدی بر اساس احساس مشترک سرنوشت ارتقا دهد. بر همه ما واجب و لازم است که مطمئن شویم دومی غالب است.