بلاکچین، عبور از شهر بی‌قانون به قانونمندی

آیا بلاکچین همان‌طور که گفته می‌شود یک بستر بدون قانون و مبتنی بر آنارشی جمعی است یا همچنان که فعالیت بر بستر آن افزایش پیدا می‌کند، می‌توان نوعی قوانین و نظام حقوقی مبتنی بر ساختار آن برای هر فعالیتی بر بستر بلاکچین تعریف کرد؟

خدمات حکمیت یا نوعی دادگاه بر بستر بلاک‌چین فقط یک نمونه از تلاش‌ها برای تولید نظام‌های حقوقی و قانون‌گاری بر بستر بلاکچین است، نوعی قانون‌مندی برای بستری غیر متمرکز که هیچ نهاد قدرتی ندارد و شکلی از آنارشی بر آن حکمفرما است.

حسین خلیلی: فناوری بلاکچین و رمزارزها مدتی است که بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند.  امروز کمتر کسی وجود دارد که نامی از بیت‌کوین یا سایر رمزارزها نشنیده باشد. اما در حقیقت دنیای رمزارزها با همه بزرگی‌اش تنها یکی از کاربردهای شبکه بلاکچین است. بلاکچین مفهوم وسیع‌تر و بزرگ‌تر از رمز‌ارز دارد، و مدت‌ها پیش از بیت‌کوین وجود داشته است، اما با ظهور بیت‌کوین و رمزارزهای دیگر به سرعت رشد کرده و وارد حوزه عمومی شده. بسیاری بر این عقیده هستند که بلاکچین آغازگر عصر جدیدی در حوزه فناوری اطلاعات خواهد بود. ساختار و ویژگی‌های فناوری بلاکچین شرایطی را محیا می‌کند که ساختار های سنتی، نوع تعاملات بین افراد، قانون و حاکمیت دولت‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همانطور که زمانی تلویزیون و بعد از ان رسانه‌های اجتماعی جهان ما را دچار تاثیر کردند، فناوری بلاکچین هم تاثیرات عمیقی بر جهان ما خواهد داشت. اما چالش‌های این ساختار جدید بر مبنای فناوری بلاکچین چه خواهد بود. قوانین این جهان جدید چطور تعیین خواهد شد و مدیریت آن بر عهده چه نهادی است و حقوق انسان در این فضای جدید چطور تعریف می‌شود. این‌ها سوالات است که در این متن در پی پاسخ داده به آن بر آمده‌ایم

 

گستره بلاکچین فراتر از صنعت خدمات مالی و بانکداری است. بسیاری از سازمان‏ها در حال برنامه‏ریزی برای استفاده از  این فناوری جدید و وقف دادن خود با آن هستند. بسیاری از اسناد مثل گواهی تولد، فوت یا ازدواج و همچنین اسنادی مثل سند‌های مالکیت، مدارک تحصیلی، سوابق پزشکی، حق رای و … قابلیت پیاده‌سازی روی بستر بلاکچین را دارند. اینکار باعث افزایش ضریب امنیت آن‌ها و شفافیت خواهد شد. با این حال ویژگی‌هایی در فناوری بلاکچین وجود دارد که باعث می‌شود اعمال حاکمیت چه توسط دولت‌ها و چه حتی مشارکت کنندگان در آن به سادگی نباشد. این موضوع بیش از اینکه یک چالش فنی باشد، ریشه در ایده اولیه شکل‌گری این فناوری و ایدئولوژی نهفته در آن، دارد. اما چه چیز‌هایی این فناوری را به یک اکوسیستم ضد قانون، آزادی‌خواه اما در عین حال نظامند تبدیل می‌کند؟

 

افسانه ناشناسی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بیت‌کوین که شاید در مورد آن اغراق شده باشد، ویژگی شبه‌ناشناسی (pseudonymity) است؛ در بستر بسیاری از شبکه‌ها بلاکچین از جمله شبکه بیت‌کوین شما می‌توانید شبه‌ناشناس باشید، به این معنی که برای انجام تراکنش‌ها و فعالیت نیاز به اعلام نام خود ندارید. اما تمامی فعالیت‌ها اجزای این شبکه قابل ردیابی و مشاهده برای همه است. در واقع در این بستر شما به صورت بی‌نام می‌توانید فعالیت کنید اما بی‌نامی به معنای ناشناسی کامل نیست. در واقع این یکی از ویژگی‌های بلاکچین‌های عموم و با ویژگی «بدون نیاز به اجازه» (Permission less) است. به عبارتی ساده‌تر در بلاکچین عمومی برای ورود و انجام تراکنش نیاز به مجوز خاصی نخواهد بود و علاوه‌بر آن کاربران یک زنجیره، همه در یک سطح هستند. بنابرین شما بدون نیاز به احراز هویت، ارائه مدارک بخصوص یا…. می‌توانید در این شبکه به عنوان یک عضو تعامالاتی داشته باشید. اما با همه این موارد در صورتی که این تراکنش و تعاملات به فضای فیزیکی مرتبط شود قابل پیگیری و اعمال حاکمیت قانون است. برای مثال تا زمانی که شما در بستر بلاکچین در حال نقل و انتقلات هستید می‌توانید به صورت بی‌نام اینکار را انجام دهید، اما به محض اینکه بخواهید رمز ارز خود را در یک صرافی به پول رایج تبدیل کنید یا مثلا یک سفارش خرید اینترنتی ثبت کنید با فرایند احراز هویت رو به رو می‌شود. شما میخواهید یک همبرگر را به صورت آنلاین سفارش بدید و هزینه آن را به صورت رمز ارز پرداخت می‌کنید. دقیقا همینجاست که شما اسم، ادرس و دیگر مشخصات خود را با یک کد بی‌نام که معرف شما در بستر یک بلاکچین مثل بیت‌کوین است مرتبط می‌کنید و از بی‌نامی و ناشناسی خارج می‌شوید. با اینکه ناشناسی کامل در جایی مثل شبکه بیت‌کوین چیزی صحیح نیست اما خود این شبکه مکانیزمی یا الزامی برای شناسایی و یا تعیین هویت افراد ندارد.

قدرت غیر متمرکز

مورد دیگر ماهیت توزیع شده این نوع شبکه‌هاست، به دلیل ماهیت توزیع شده اعمال تغییر در بخشی از شبکه نمی‌تواند روی کل مجموعه تاثری داشته باشد. این مساله اجرای احکام قانونی مثل رای دادگاه‌ها یا… را روی این شبکه غیر ممکن می‌کند. تصور کنید که پول دزدیده شده یا پول گروه‌های خلافکار در چنین شبکه‌ای وجود داشته باشد و به طریقی اثبات شود که این مقدار رمز‌ارز در مربوط به یک فعالیت غیرقانونی باشد. هیچ مرجع قانونی توانایی اعمال حاکمیت در این شبکه و مسدود کردن پول‌ها را ندارد. هرچند که روش‌های دیگری برای در کنترل قرار دادن چنین حساب‌هایی وجود دارد اما نمی‌توان به کمک یک دستور قضایی یا اقدام قانونی روی شبکه‌ای مثل بیت‌کوین اعمال تغییرات کرد. چیزی که در شبکه نظام پولی سنتی به راحتی قابل انجام است.

در سیستم متمرکز با دستور قضایی یا تصمیم مدیران بانک حساب شما به سرعت مسدود و خواهد شد. اما برای اینکه چنین تغییری در بستر یک بلاکچین و الخصوص یک بلاکچین عمومی، اجرا شود نیاز به موافق یا اجماع همه اعضا دارد. در یک بستر بلاکچینی مثل شبکه بیت‌کوین، قدرت بین چند گروه مختلف توزیع شده است. اول گروه توسعه‌دهندگان هستند. این گروه با اینکه توانایی تغییر در کد و توسعه آن را دارند اما نمی‌توانند به تنهایی آن را در کل شبکه اعمال کنند. گروه دوم گره‌های اصلی شبکه هستند. جایی که یک نسخه کامل از دفتر کل وجود دارد، توافق بین این گره‌های شبکه است که امکان تغییر، تایید هرچیزی را در این شبکه ممکن می‌کند. اما این گره‌ها حداقل در شبکه بیت‌کوین جوری توزیع شده‌اند که شخص یا حتی دولتی کنترل کافی روی آن‌ها ندارد. اگر قرار باشد تغییر که گروه توسعه‌دهندگان پیشنهادکردند روی شبکه اعمال شود لازم است حداقل بخش اعظمی از شبکه آن را قبول کنند. تا اعمال شود. تصور کنید در یک کلاس درس، گروهی از دانش‌اموزان بخواهند تاریخ امتحان را تغییر دهند، این گروه تا زمانی که رضایت بقیه دانش آموزان و همچنین برگزارکنندگان آزمون را برای یک تاریخ جدید جلب نکنند، تاریخ امتحان تغییر نمی‌کند. فرقی نمی‌کند که تاریخ جدید چقدر خوب‌تر باشد یا چقدر استدلال شما برای تغییر تاریخ آزمون صحیح باشد، شما نمی‌توانید تاریخ امتحان‌ را بدون اجماع یا قبول همه تغییر دهید.

مورد دیگر ماهیت توزیع شده این نوع شبکه‌هاست، به دلیل ماهیت توزیع شده اعمال تغییر در بخشی از شبکه نمی‌تواند روی کل مجموعه تاثری داشته باشد. این مساله اجرای احکام قانونی مثل رای دادگاه‌ها یا… را روی این شبکه غیر ممکن می‌کند

البته این موضوع در بین بلاکچین‌های مختلف متفاوت است، اینکه توافق همه، اکثریت یا اجماع؛ لازم باشد تا یک تغییر پذیرفته شود به جزئیات ان شبکه به خصوص برمی‌گردد. گروه سوم سرمایه‌گذاران هستند، مثلا در شبکه بیت کوین سرمایه‌گذاران در واقع همان افرادی هستند که از این ارز استفاده می‌کنند. این گروه مثل گره‌های شبکه نقش مستقیمی در تصمیم‌گیری ندارند اما رضایت آن‌ها برای حفظ ارزش این شبکه ضروری است. تصویر کنید از فردا هیچکس اعتباری برای بیت‌کوین قائل نباشد و کسی از آن استفاده نکند. به همین دلیل رضایت سرمایه‌گذاران نیز در این تصمیم‌گیری‌ها مد نظر است.

بدون توقف

مورد دیگر که برای اعمال حاکمیت بر این فضا چالش ایجاد می‌کند. ماهیت بدون توقف شبکه‌های بلاکچینی است.  در صورت ارسال درخواست تراکنش در این شبکه راهی برای تغییر و متوقف کردن آن وجود ندارد. شما در یک انتقال بین‌بانکی یا تعاملات مالی روز مره می‌توانید در صورت نیاز عملیات مالی را متوقف کنید. شاید لازم باشد با بانک خود تماس بگیرید یا به راحتی فشردن یک دکمه این فرایند را متوقف کنید، اما در بستر بلاکچین بعد از ارسال درخواست هیچ راهی برای متوقف کردن آن وجود ندارد. و بعد از انجام راهی برای تغییر یا پاک کردن ان وجود ندارد. این را مقایسه کنید با سیستم‌های مالی موجود، که چطور حتی بعد از انجام یک انتقال امکان اصلاح تراکنش مورد نظر وجود دارد.

نظام حقوقی روی بلاکچین

با توجه به ویژگی‌هایی که پیش‌تر اشاراه شد، قوانین و مکانیسم‌های سنتی نمی‌توانند اکوسیستمی که بلاکچین‌ها به وجود آورنده‌اند را مدیرت و کنترل کنند. در یک اقتصاد جهانی که به صورت غیرمتمرکز اداره می‌شود، مکانیسم‌های سنتی حل اختلاف به هیچ وجهی نمی‌توانند پاسخگو باشند. بنابرین به روش‌های جدید حل اختلاف و داوری بر بستر بلاکچین نیاز داریم.

شاید ظهور فناوری بلاکچین را بتوان به گذار از نظام‌های سلطنتی به نظام‌های پارلمانی و جمهوری تشبیه کرد. جایی که قدرت بجای تمرکز در دست پادشاه، به صورتی بین عموم مردم یا نخبگان توزیع می‌شود. قطعا در چنین گذاری بسیاری از ساختار‌ها باید متناسب با توزیع جدید قدرت باز طراحی شوند. در نظام تعامللات جدید که مبتنی بر بلاکچین بنا می‌شود هم بسیاری از ساختار‌های سنتی جوابگو نخواهند بود.  حالا فرض کنید با کمک مفهوم قراردادهای هوشمند یا اپلیکیشن‌های توزیع شده، بر بستر بلاکچین بتوانیم نظام داوری را خلق کنیم که مجموعه از قوانین را به صورت خودکار اعمال کند. این چیزیست که بسیاری از متخصصین، وکلا، توسعه‌دهندگان و … به دنبال شکل دادن و رسمیت بخشیدن به آن هستند.

شاید ظهور فناوری بلاکچین را بتوان به گذار از نظام‌های سلطنتی به نظام‌های پارلمانی و جمهوری تشبیه کرد. جایی که قدرت بجای تمرکز در دست پادشاه، به صورتی بین عموم مردم یا نخبگان توزیع می‌شود. قطعا در چنین گذاری بسیاری از ساختار‌ها باید متناسب با توزیع جدید قدرت باز طراحی شوند.

قانون فناوری دفتر کل توزیع شده (DLT law)، قانون بلاکچین و Lex Cryptographia، نام‌هایی است که به این حوزه جدید داده شده. اینکار بدون چالش نبوده، فقط کافیست در نظر بگریید که قوانین و عرف در مناطق مختلف متفاوت است، شما ممکن است با معیار‌های قانونی یک کشور یا منطقه مجرم شناخته شوید و در منطقه‌ای دیگر تبرئه شوید یا تنها جریمه شوید. حالا اگر اختلافی بین دو طرفی روی دهد که هر کدام در نظام اجتماعی متفاوتی قرار دارند، چه قانونی می‌تواند برای داوری بین این طرف عادلانه باشد؟ دادگاه کلروس(Kleros) یک برنامه غیرمتمرکز است که بر روی اتریوم ساخته شده و به عنوان یک شخص ثالث غیرمتمرکز برای داوری اختلافات به روشی سریع، ارزان، قابل اعتماد و غیرمتمرکز کار می کند. کلروس در واقع یک نرم‌افزار بر بستر بلاکچین است و به صورت غیر متمرکز و ناشناس تلاش می‌کند تا داوری را برای قراردادهای هوشمند انجام دهد. در واقع همان کاری که پلتفرم‌های تاکسی انلاین برای پیدا کردن تاکسی برای ما می‌کنند را این دادگاه برای پیدا کردن قاضی و هیئت منصفه انجام می‌دهد.  بسیاری از الزامات فرایند عادلانه دادگاه، مثل فرصت به طرفین برای ارائه شواهد یا مواردی از این دست در معماری کلروس دیده شده. شاید این اپلیکیشن غیرمتمرکز نمونه خوبی برای پیاده‌سازی Lex Cryptographia باشد. با این حال قراردادهای هوشمند باید با استانداردی متناسب با این دادگاه نوشته شده بانشد تا قابلیت داوری مناسب را داشته باشند. هنوز چالش‌های زیادی برای برقراری چنین نظامی وجود دارد، اما به وضوح مشخص است که راه حل اعمال قانون در بستر بلاکچین باید از جنس بلاکچین باشد و نمی‌توان از روش‌های سنتی برای برقراری یک نظام حقوقی در این اکوسیستم استفاده کرد.