از عصر بخار تا ارتباطات

انقلاب صنعتی، در تاریخ معاصر، فرآیند تغییر از اقتصاد کشاورزی و صنایع دستی به اقتصاد تحت سلطه صنعت و ماشین‌سازی است. به گزارش بریتانیکا، این تغییرات تکنولوژیک شیوه‌های بدیع کار و زندگی را معرفی و جامعه را به‌طور اساسی متحول کرد. این روند در قرن 18 در بریتانیا آغاز شد و از آنجا به سایر نقاط جهان گسترش یافت. اگرچه پیش‌تر توسط نویسندگان فرانسوی استفاده می‌شد، اصطلاح انقلاب صنعتی برای اولین بار توسط مورخ اقتصادی انگلیسی آرنولد توینبی برای توصیف توسعه اقتصادی بریتانیا از 1760 تا 1840 رایج شد.

از زمان توینبی، این اصطلاح به‌طور گسترده‌تر به‌عنوان فرآیندی به‌کار رفته است؛ تحول اقتصادی نسبت به یک دوره زمانی در یک محیط خاص. این توضیح می‌دهد که چرا برخی از مناطق، مانند چین و هند، اولین انقلاب‌های صنعتی خود را تا قرن بیستم آغاز نکردند، در حالی که برخی دیگر، مانند ایالات متحده و اروپای غربی، در اواخر قرن نوزدهم دستخوش انقلاب‌های صنعتی «دوم» شدند.

انقلاب صنعتی اول

در دوره 1760 تا 1830 انقلاب صنعتی عمدتا به بریتانیا محدود شد. بریتانیایی‌ها با آگاهی از شروع اولیه خود، صادرات ماشین‌آلات، کارگران ماهر و تکنیک‌های تولید را ممنوع کردند. انحصار بریتانیا نمی‌توانست برای همیشه دوام بیاورد، به‌ویژه که برخی از آنها فرصت‌های صنعتی سودآوری را در خارج از کشور می‌دیدند، در حالی که بازرگانان اروپایی به دنبال جذب دانش انگلیسی برای کشورهای خود بودند. دو انگلیسی به نام‌های ویلیام و جان کاکریل، انقلاب صنعتی را با توسعه ماشین‌آلات در لیژ (حدود 1807) به بلژیک آوردند و بلژیک اولین کشور در قاره اروپا بود که از نظر اقتصادی متحول شد. انقلاب صنعتی بلژیک مانند اجداد بریتانیایی خود در آهن، زغال سنگ و منسوجات متمرکز شد.

فرانسه کندتر و کمتر از بریتانیا یا بلژیک صنعتی شد. در حالی که بریتانیا در حال ایجاد رهبری صنعتی خود بود، فرانسه در انقلاب خود غوطه‌ور شد و وضعیت نامطمئن سیاسی سرمایه‌گذاری‌های کلان در نوآوری‌های صنعتی را از بین برد. با این حال تا سال 1848 فرانسه به یک قدرت صنعتی تبدیل شده بود، اما با وجود رشد بسیار زیاد تحت امپراتوری دوم، از بریتانیا عقب ماند.

سایر کشورهای اروپایی بسیار عقب مانده بودند و بورژوازی آنها فاقد ثروت، قدرت و فرصت‌های همتایان انگلیسی، فرانسوی و بلژیکی خود بود. شرایط سیاسی در کشورهای دیگر نیز مانع گسترش صنعتی می‌شد. به‌عنوان مثال، آلمان با وجود منابع عظیم زغال‌سنگ و آهن، توسعه صنعتی خود را تا زمانی که اتحاد ملی در سال 1870 به‌دست آمد، آغاز نکرد. پس از شروع، تولید صنعتی آلمان به سرعت رشد کرد به طوری که در پایان قرن، این کشور از بریتانیا پیشی گرفت. آنها در فولاد و صنایع شیمیایی پیشرو جهان شده بودند. افزایش قدرت صنعتی ایالات متحده در قرن نوزدهم و بیستم نیز بسیار بیشتر از تلاش‌های اروپا بود و در همین حال ژاپن نیز با موفقیت چشمگیر به انقلاب صنعتی پیوست.

کشورهای اروپای شرقی در اوایل قرن بیستم عقب مانده بودند. تنها در برنامه‌های پنج‌ساله بود که اتحاد جماهیر شوروی به یک قدرت صنعتی بزرگ تبدیل شد و صنعتی‌سازی را که یک قرن و نیم در بریتانیا به طول انجامید، طی چند دهه طی کرد. اواسط قرن بیستم شاهد گسترش انقلاب صنعتی به مناطق غیرصنعتی قبلی مانند چین و هند بود.

جنبه‌های فنی و اقتصادی انقلاب صنعتی تغییرات اجتماعی و فرهنگی قابل‌توجهی را به همراه آورد. در مراحل اولیه به نظر می‌رسید که این موضوع فقر و فلاکت کارگران را عمیق‌تر می‌کند. اشتغال و امرار معاش آنها به وسایل تولید پرهزینه‌ای وابسته شد که تعداد کمی از مردم توانایی خریدش را داشتند. امنیت شغلی وجود نداشت؛ کارگران غالبا به دلیل پیشرفت‌های تکنولوژیکی و نیروی کار بزرگ آواره می‌شدند. فقدان حمایت‌ها و مقررات کارگران به معنای ساعت‌های کار طولانی برای دستمزدهای کم، زندگی در خانه‌های غیربهداشتی و استثمار و سوء استفاده در محل کار بود. اما حتی با به‌وجود آمدن مشکلات، ایده‌های جدیدی نیز شکل گرفت که هدف‌شان رفع مشکلات بود. این ایده‌ها، نوآوری‌ها و مقرراتی را در پی داشتند که به مردم تسهیلات مادی بیشتری ارائه می‌کرد و در عین حال آنها را قادر می‌ساخت تا بیشتر تولید کنند، سریع‌تر سفر کرده  و سریع‌تر ارتباط برقرار کنند.

انقلاب صنعتی دوم

با وجود همپوشانی قابل‌توجه با قدیم، شواهد فزاینده‌ای برای انقلاب صنعتی جدید در اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم وجود داشت. از نظر مواد اولیه، صنعت مدرن شروع به بهره‌برداری از بسیاری از منابع طبیعی و مصنوعی کرد که تاکنون استفاده نشده بود: فلزات سبک‌تر، خاک‌های کمیاب، آلیاژهای جدید و محصولات مصنوعی مانند پلاستیک و همچنین منابع انرژی جدید. همراه با این، پیشرفت‌ها در ماشین‌ها، ابزارها و رایانه‌ها نیز شکل گرفت که باعث ایجاد کارخانه اتوماتیک شد. اگرچه برخی از بخش‌های صنعت در اوایل تا اواسط قرن نوزدهم تقریبا به طور کامل مکانیزه شدند، عملیات خودکار، جدا از خط مونتاژ، برای اولین بار در نیمه دوم قرن بیستم اهمیت زیادی پیدا کرد.

در عین حال مالکیت وسایل تولید نیز دستخوش تغییراتی شد. مالکیت الیگارشی بر ابزار تولید که مشخصه انقلاب صنعتی در اوایل تا اواسط قرن نوزدهم بود، جای خود را به توزیع گسترده‌تری از مالکیت از طریق خرید سهام عادی توسط افراد و نهادهایی مانند شرکت‌های بیمه داد. در نیمه اول قرن بیستم، بسیاری از کشورهای اروپایی بخش‌های اساسی اقتصاد خود را اجتماعی کردند. همچنین در آن دوره تغییری در نظریه‌های سیاسی رخ داد. به جای ایده‌های لاسه‌فر که بر اندیشه اقتصادی و اجتماعی انقلاب صنعتی کلاسیک تسلط داشت، دولت‌ها عموما به حوزه اجتماعی و اقتصادی رفتند تا نیازهای پیچیده‌تر صنعتی خود را برآورده کنند. این روند در ایالات متحده و بریتانیا از دهه 1980 معکوس شد. لاسه‌فر، رویکردی اقتصادی است که طبق آن تراکنش میان افراد باید عاری از هرگونه دخالت حکومت باشد.

انقلاب صنعتی سوم

انقلاب صنعتی سوم در دهه 70 قرن بیستم از طریق اتوماسیون جزئی با استفاده از کنترل‌های قابل برنامه‌ریزی با حافظه و رایانه‌ها آغاز شد. از زمان معرفی این فناوری‌ها، اکنون می‌توانیم کل فرآیند تولید را بدون کمک انسانی، خودکار کنیم. نمونه‌های شناخته شده آن روبات‌هایی هستند که توالی‌های برنامه‌ریزی شده را بدون دخالت انسان انجام می‌دهند.

جرمی ریفکین، جامعه‌شناس و اقتصاددان آمریکایی خالق مفهوم انقلاب صنعتی سوم بود. پس از او، بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی شروع به استفاده از این اصطلاح کردند. بر اساس نظریه ریفکین، این انقلاب اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز شده است. بر خلاف اولین انقلاب صنعتی که مرکز آن در بریتانیا بود، این بار ایالات متحده، کشورهای اروپای غربی و ژاپن بودند که تحولات را در دست داشتند. سومین انقلاب صنعتی مبتنی بر کشفیات جدید بود که در دو زمینه فناوری اطلاعات و جستجوی انرژی پایدار خلاصه می‌شد.

در حالی که فاصله انقلاب‌های صنعتی اول تا دوم و دوم تا سوم نسبتا زیاد بود، انقلاب صنعتی  سوم خیلی زود خود را به نسخه چهارم خود رساند. در اصل انقلاب صنعتی چهارم، دنباله‌روی انقلاب صنعتی سوم و به‌نوعی تکمیل‌کننده آن بود. یک طراح و مهندس روی کامپیوترهای‌شان با هم متحد می‌شوند تا یک شی سه بعدی بسازند. یکی از آنها روی دکمه چاپ کلیک می‌کند و در اتاق بعدی یا شاید اتاقی در کشوری دیگر یک چاپگر سه بعدی به صدا در می‌آید. لایه به لایه، شی به‌وجود می‌آید. به جای جوهر، چاپگر از مواد پلاستیکی یا نایلونی استفاده می‌کند. برخی از شرکت‌ها و کارآفرینان در حال حاضر کفش‌های آماده، قطعات مخصوص خودرو و کاورهای شخصی‌سازی شده آیفون را تولید می‌کنند.