بحران جهانی کمبود منابع

توسعه ناپایدار و از بیش‌برداشت از منابع تحت تاثیر فرهنگ مصرفی تقریبا در همه عرصه‌ها زنگ خطر برای کاهش و یا تمام شدن برخی منابع حیاتی و پایه را به صدا درآورده است.

تولید غذا یکی از مهم‌ترین صنایعی است که هم باعث کاهش چشمگیر منابع شده و هم با توجه به افزایش جمعیت در معرض کاهش چشمگیر است و می‌تواند آینده را با خطر جدی مواجه کند.

ترجمه از صمد نبوی: از سال 1970 جهان در یک کمبود محیط‌زیستی به سر می‌برد. زمین‌ ما دیگر برای برآوردن نیازهای بشر کافی نیست وبا شیوه کنونی برداشت و مصرف منابع به حداقل 1.7 زمین نیاز داریم. برآورد شده ‌است که امسال «بیش برداشت از زمین» یا Earth overshoot day، روزی که در آن منابع مصرف شده توسط انسان‌ها تا آن روز از سال از ظرفیت زمین برای بازسازی منابع در آن سال بیشتر می‌شود، تاریخ دوم آگوست قرار گیردباشد.  این روز در سال 2016 این ر 6 آگوست بود و به طور متوسط از سال 2001 به ازای هر سال 3 روز عقب‌تر آمده‌است. معنای این حرف این است که ما تا آن تاریخ همه منابع طبیعی در دسترس را قابلیت تجدید‌شدن دارند، مصرف کرده و بعد از آن مصرف ما باعث تخلیه و عدم جبران منابع خواهد شد. البته این عدد فقط یک میانگین جهانی است و برای بسیاری از کشورها این وضعیت وخیم‌تر و برای بسیاری بهتر است. مطلب زیر که از بخش سیاست‌گذاری وب‌سایت کمسیون اروپا ترجمه است به بررسی این وضعیت می‌پردازد.

طی 50 سال گذشته جمعیت زمین دو برابر شده‌است. تولید ناخالص داخلی (GDP) رشدی ده برابری را تجربه کرده و تولیدات کشاورزی و صنعتی رونق فراوانی یافته‌اند. این رونق البته بهایی داشته  و باعث افزایش تقاضا برای منابع شده است. در صورت ادامه روند کنونی، تا سال 2030 بیش‌نیاز انسان از منابع به 100 درصد نیز می‌رسد، یعنی انسان‌ها به دو زمین برای رفع خواسته‌های خود نیاز خواهند داشت. در حال حاضر انسان با سرعت 50 درصد بیشتر از آنکه طبیعت بتواند جایگزین کند در حال مصرف منابع  است. فشار رشد جمعیت، تغییر اقلیم و تخریب محیط‌زیست فشار و استرس زیادی بر روی منابع تجدیدناپذیر محدود مانند سوخت‌های فسیلی و منابع معدنی وارد کرده است. همچنین تقاضای جهانی برای مواد نسبت به ابتدای قرن بیستم ده برابر افزایش یافته‌است و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2030 نسبت به سال 2010 دو برابر شود. رقابت بر روی بعضی مواد خام در آینده رشد شدیدی خواهد داشت زیرا کشورهای کلیدی مانند چین و آمریکا به همراه کشورهای عضو اتحادیه اروپا به شدت متکی به واردات این مواد هستند (به طور مثال پلاتین، پالادیوم، رودیم و …). فسفر یکی از موادر است که اگر جایگزینی برای آن پیدا نشود، تا سال 2035 تقاضا از عرضه‌ی آن پیشی گیرد و منجر به مشکلاتی در مقیاس جهانی خواهد شد. شاخص SDG («اهداف توسعه پایدار» و داده‌های آماری در سال 2017 نشان می‌دهد که کشورهای عضو«OECD» (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی) برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار با مشکلات بزرگی روبرو هستند. بخش اعظم این مشکلات مربوط به حوزه‌های تولید و مصرف پایدار، تغییرات آب‌و‌‌هوایی، انرژی پاک و حفظ زیست‌بوم است. در ادامه نگاهی دقیق‌تر خواهیم داشت به وضعیت برخی منابع حساس و مهم.

مواد خام و عناصر خاکی کمیاب

پیش‌بینی می‌شود که اکثر منابع مورد استفاده تجدید ناپذیرند و به دلیل افزایش تقاضا و الگوهای مصرف ناپایدار در آینده‌ای نزدیک کمیاب می‌شوند.استخراج منابع در سطح جهان بین سال‌های 1900 تا 2015، 14 برابر شده‌است و از 6 به 84 میلیارد تن رسیده و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2050 رشدی 119 درصدی را نیز تجربه کند و به 184 میلیارد تن برسد. از سال 1980، استخراج منابع رشدی بیش از 200 درصد داشته است، این رشد بیشتر مدیون افزایش استخراج مواد معدنی غیرآهنی است.چین مسئول تولید 85 درصد از عناصر خاکی کمیاب است و همراه با  آمریکا بیشترین مواد خام غیر انرژی را استخراج می‌کنند. بعد از آن‌ها هند، برزیل، آفریقای جنوبی و کانادا قرار دارند. هلند، انگلستان و ژاپن رتبه‌های اول بهره‌وری مواد را به خود اختصاص داده‌اند. در این وضعیت نکته مهم این است که پیش‌نیاز حرکت جهانی به سمت اقتصادهایی با تولید کربن کمتر، افزایش حداقل 12 برابری تولید برخی فلزات تا سال 2050 است. تقاضا برای نئودیمیم، تربیوم، ایندیم، دیسپروزیم، پرازئودیمیم، لیتیوم، کبالت و گرافیت از همه بیشتر خواهد ‌بود. این فلزات کاربری‌های زیادی دارند؛ هر سالِ بین 45 تا 60 میلیارد تن فلز، عناصر خاکی کمیاب و مواد معدنی برای تولید محصولات الکترونیک استخراج می‌شود. طبق برآورد‌ها این عدد در سال 2050 تا 140 میلیارد تن افزایش خواهد یافت. تقاضا برای عناصر کمیاب از طرف صنعت انرژی‌های پاک  تا سال 2030 به 57 هزار تن در سال خواهد رسید. در صورت افزایش نرخ استخراج، کمیاب‌ترین مواد‌معدنی زمین (مثلا آنتیمونی، مولیبدنیوم و روی) ممکن است طی چند دهه یا نهایتا یک قرن به اتمام برسند. این در حالی است که زباله‌های الکترونیک در سال 2014 بالغ بر 42 میلیون تن بوده و  برآورد شده ‌است در میان آن ها 16500 کیلو‌تن آهن، 1900 کیلو‌تن مس، 300 تن طلا و مقادیر قابل توجهی نقره، آلمینیوم، پالادیوم و دیگر منابع قابل باز استفاده وجود داشته است.

در حالی که جهان با بحران کاهش فلزات کمیاب مورد استفاده در صنایع الکترونیک روبرو است، سالانه میلیون‌ها تن زباله الکترونیک بدون بازیافت رها می‌شوند.

انرژی

در سطح جهان تولید مبتنی بر فناوری‌های تجدید‌پذیر رشد چشمگیری داشته‌است. انرژی‌های تجدیدپذیر تقریبا نیمی از ظرفیت جدید ایجاد شده از سال 2014 را به خود اختصاص داده ‌است. همچنین سیاست‌های حمایتی نیز در سرتاسر جهان گسترش پیدا کرده‌اند. اما وضعیت مصرف انرژی چطور است؟ انتظار می‌رود تقاضا برای نیروی برق در جهان نیز تا سال 2050 رشدی 57 درصدی داشته‌باشد که بخش اعظم آن از طرف چین و هند خواهد بود. بیشتر این افزایش تقاضا برای انرژی در کشورهای در حال توسعه اتفاق خواهد افتاد. اینترنت اشیاء، ارزهای دیجیتال، محاسبات ابری، ابر‌کامپیوترها و همه‌ی فناوری‌های الکترونیک محور دیگر، تاثیر بسیار زیادی در افزایش تقاضا برای انرژی دارند (مثلا مصرف برق شبکه بیت‌کوین که انتظار می‌رود از 2.55 به 7.67 گیگا‌وات برسد. این در حالی است که مثلا کل کشور ایرلند مصرف برقی معادل 3.1 گیگاوات دارد).فناوری‌های جدید مانند الکتروکاتالیست‌ها که می‌تواند با کارایی بالا کربن‌دی‌اکسید را به کربن‌مونواکسید تبدیل کند، می‌توانند هم مشکل تولید برق و هم انتشار گاز کربن‌دی‌اکسید در اتمسفر را حل نماید. اما این‌ها در صورتی است که سیاست‌های تطبیقی بهتری در مقیاس جهانی به کار گرفته شود و نه فقط کشورهای ثروتمند اتحادیه اروپا.

انرژی تجدید پذیر

اگر سرمایه‌گذاری مناسب بین‌المللی و تعهدات صحیح برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای رعایت شوند، سهم انرژی‌های تجدید‌پذیر در میزان کل مصرف انرژی می‌تواند از 25 درصد کنونی تا 40 درصد و یا حتی تا 66 درصد در سال 2040 افزایش یابد، در حالی که در سال 2017 تنها 12.1 درصد از کل انرژی مصرفی در دنیا از منابع پاک به دست می‌آمد. اما در حال حاضر بیش از 80 درصد عرضه کل انرژی دنیا همچنان توسط انرژی فسیلی تجدید‌ناپذیر تامین می‌شود. نفت 32 درصد، ذغال‌سنگ 28 درصد و گاز طبیعی 21.6 درصد در این موضوع سهم دارند. بیش از 90 درصد فناوری‌های سبز از کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشات می‌گیرد. به خصوص کشورهای ژاپن، ایالات متحده، آلمان، کره و فرانسه و این نشان می‌دهد حرکت به سمت انرژی غیر کربنی در جهان متقارن نیست. منابع انرژی تجدید‌پذیر بین سال‌های 1990 تا 2015 به طور متوسط سالی 2 درصد رشد کرده‌است. این عدد در مقایسه با رشد 1.8 درصدی کل عرضه اصلی انرژی جهان اندکی بیشتر است، اما کافی نیست. آب

افزایش جمعیت نامتوازن، مصرف‌گراییِ رو‌ به‌رشد و شهرنشینی‌ باعث افزایش نماییِ تقاضا برای آب خواهد شد، این در حالی است که عرضه نامنظم‌تر و نا‌مطمئن‌تر خواهد‌شد. افزایش جمعیت و شهرنشینی، بالا رفتن تقاضا برای محصولات صنعتی و کشاورزی، رشد اقتصادی و تغییرات آب‌و‌هوایی منابع آبی را به شدت تحت فشار قرار داده‌اند.تغییر الگویی مبنی بر باز‌استفاده و نه فقط دور ریختن فاضلاب در حال شکل‌گیری است. با این حال در حال حاضر 80 درصد از کل فاضلاب دنیا دور ریخته می‌شود. در سال 2015، در حدود یک میلیارد نفر دسترسی به آب آشامیدنی سالم نداشته‌اند و 2.4 میلیارد نفر در شرایط بهداشتی نا‌مناسب زندگی می‌کنند. تا سال 2025 ممکن است نیمی از جمعیت دنیا در مناطقی با مشکل کم‌آبی زندگی کنند و این مشکل تشدید شود. تقاضای جهانی برای آب تا سال 2050 در مقایسه با سال 2015 رشدی حدودا 55 درصدی را تجربه خواهد‌کرد.

طی 50 سال گذشته جمعیت زمین دو برابر شده‌است. تولید ناخالص داخلی (GDP) رشدی ده برابری را تجربه کرده و تولیدات کشاورزی و صنعتی رونق فراوانی یافته‌اند. این رونق البته بهایی داشته  و باعث افزایش تقاضا برای منابع شده است. در صورت ادامه روند کنونی، تا سال 2030 بیش‌نیاز انسان از منابع به 100 درصد نیز می‌رسد، یعنی انسان‌ها به دو زمین برای رفع خواسته‌های خود نیاز خواهند داشت.

از طرفی تا سال 2030 تقاضای جهانی از منابع پایدار تامین آب به میزان 40 درصد بیشتر خواهد شد.70 درصد از مصرف منابع آب به بخش کشاورزی اختصاص دارد. در طول 50 سال گذشته، زمین‌های تحت آبیاری 2 برابر، مجموع احشام در دنیا 3 برابر و زمین‌های کشاورزی درون مرزی 20 برابر شده‌اند. «اوتروفیکیشن» یا نوعی آلودگی که بر اثر غنی‌سازی بیش از حد آب به وجود می‌آید در حال افزایش است. این پدیده در مقیاس بزرگ می‌تواند منجر به فروپاشی اکوسیستم شود. کشورهای ضعیف آفریقا و خاور‌میانه بیشتر از همه در معرض کمبود آب و غذا هستند. البته چین و هند نیز آسیب پذیرند. در زمینه آب تجدیدپذیر هم اوضاع بسیار خطرناک است. فرآیند نمک‌زدایی با بیش از 18 هزار مجموعه‌ی صنعتی در سرتاسر دنیا تنها یک درصد از آب آشامیدنی زمین را تامین می‌کند و تجمع آن‌ها در برخی مناطق مثل خلیج‌فارس مشکلاتی پدید آورده است و بدون عوارض جانبی نیست.500 میلیون نفر از جمعیت زمین در مکان‌هایی زندگی می‌کنند که مصرف آب دو برابر بیشتر از منابع آبی تجدید‌پذیر است و این یک زنگ خطر جدی را به صدا درآورده است.

مواد غذایی

مصرف‌گرایی روزافزون و افزایش شهرنشینی فشار را بر منابع حیاتی افزایش می‌دهد، البته غذا و آب به دلیل تغغیر اقلیم و تخریب محیط‌زیستی بیشتر از همه تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. علیرغم تلاش‌های جهانی نرخ افرادی که دچار کمبودهای غذایی مزمن هستند در سال‌های گذشته گذشته افزایش یافته‌است و از 804 میلیون نفر در سال 2016 به 821 میلیون نفر در سال 2017 رسیده‌است. سوءتغذیه تا سال 2030 نیمی از مردم دنیا را درگیر خواهد کرد، مگر اینکه اقدامات جدی در رفع این مشکل انجام شود. در سال 2017،  124 میلیون نفر از 51 کشور مشکلات حاد غذایی را تجربه کردند. این عدد به ترتیب در سال های 2015 و 2016 ، 80 و 108 میلیون نفر بود. هر ساله 8 میلیون نفر از گرسنگی می‌میرند. در حدود 20 هزار نفر در روز. تقاضا برای غذا و آب به طور گسترده در دهه‌ی پیش رو افزایش خواهد‌یافت. FAO (سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد) براورد کرده‌است تا سال 2050 نسبت به سال 2013، تقاضا برای غذا 50 درصد و برای آب 40 درصد افزایش خواهد‌داشت. البته این ارقام در صورتی است که جمعیت دنیا به بیش از 9 میلیارد نفر افزایش یابد. بیش از 80 درصد از کل رشد تقاضا برای محصولات زراعی، فیبر، گوشت و محصولات جنگلی تا سال 2030 در کشورهای در حال توسعه اتفاق می‌افتد. این در حالی است که 88 میلیون تن غذا هر ساله در اروپا از بین می‌رود. 173 کیلوگرم به ازای هر نفر.

زمین کشاورزی

در سال 1950 به ازای هر نفر 5600 متر مربع زمین قابل کشت وجود داشت. به دلایل مختلف از جمله رشد جمعیت و شهر‌نشینی تا سال 2050 این عدد ممکن است به 1500 متر مربع برسد. تقریبا 20 درصد از سطوح تحت کشت زمین، روند کاهشی در تولید را نشان می‌دهند که ممکن است تحت تاثیر تغغیر اقلیم، فرسایش خاک و از بین رفتن ریز جانداران به دلیل استفاده بیش از اندازه از سموم باشد. کشاورزی 11 درصد از مساحت کل زمین را تحت پوشش دارد و همچنین از 70 درصد منابع آبی نیز استفاده می‌کند.در 50 سال گذشته زمین‌های تحت کشت 12 درصد رشد داشته‌است و زمین‌های آبیاری شده در دنیا نیز دو برابر شده ‌است، این بخشی به دلیل افزایش رشد زمین و بخشی به دلیل از بین رفتن امکان کشت دیم به دلیل برهم خوردن الگوهای آب‌وهوایی است. به همین دلیل قیمت زمین، چه کشاورزی و چه مسکونی به شدت در حال رشد است.افزایش نرخ بیابان‌زایی میزان زمین‌های کشاورزی را کاهش می‌دهد. در چین، فرسایش خاک در سال عددی بالغ بر 5 میلیارد تن است. زمین‌خواری در حال افزایش است. کشورها و شرکت‌های ثروتمند برای رفع نیازهای خود در حال به دست آوردن زمین‌های غنی در کشورهای در حال توسعه هستند. بین سال‌های 2000 تا 2010 در حدود 500 میلیون هکتار زمین در آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و کارائیب تحت شرایطی به کشورهای خارجی یا شرکت‌های چند ملیتی واگذار شد. مجموعه این موارد نشان می‌دهد که منابع و شیوه مصرف آن با سبک زندگی کنونی بشر همخوانی ندارد و در صورت اتخاذ نکردن تغییرات سریع و جدی، باید انتظار بحران در آینده نزدیک را داشت.